اسفند ۱۶
مشغله های اخیرم منجر شد که در اتفاقی نادر بیش از یک هفته از زمان آخرین ارتباطم با دوستانم در فضای مجازی بگذرد!
پس از تبریک اعیاد پرفضیلت ربیع، مطلبی که باید به آن بپردازم دستگیری شرور سابقه دار منطقه، عبدالمالک ریگی، به دست سربازان گمنام امام عصر ارواحنافداء است.
برخلاف خیلی ها از پیچیدگی عملیات دستگیری این شرور، متعجب نشدم؛ چون
اولا سیستم اطلاعاتی و امنیتی مساوی است با پیچیدگی و غیر آن معنی ندارد.
ثانیا اینجا ایران است و سیستم اطلاعاتی جمهوری اسلامی ایران از قدرتمندترین سیستمهای امنیتی دنیاست.
ثالثا عبارت سربازان گمنام امام عصر عج، فقط یک حرف نیست، بلکه یک تفکر عمیق و اعتقادی ناب است و اگر نباشد ید قدرت او و راهنمایی های مداوم او که سربازانش با بهترین افراد و قوی ترین ابزار هم قدرت مقابله با دشمنی با این همه تجهیزات و پیچیدگی نخواهد داشت.
نقل به مضمون روایتی از امام علیهالسلام که فرمود: اگر نبود حمایت ما از شما شیعیان، دشمنان ریشه شما را می کندند.
خلاصه خدایا شکرت، امام عصر ممنون، بچه های ا.ط خداقوت!
اسفند ۰۸
یا ابن آدم!
لایخلص عملک حتی تذوق اربع موتات: الموت الاحمر و الموت الاصفر و الموت الاسود و الموت الابیض.
الموت الاحمر، احتمال الجفاء و کف الاذی و الموت الاصفر ، الجوع و الاعسار و الموت الاسود، مخالفة النفس و الهوی فلاتتبع الهوی فیضلک عن سبیل الله و الموت الابیض، العزلة.
ای فرزند آدم ! عمل تو خالص نشود مگر آن که چهار مرگ را بچشی: مرگ قرمز، مرگ زرد، مرگ سیاه و مرگ سفید.
مرگ قرمز این است که سختی ها را تحمل کنی و به دیگران آزار نرسانی. مرگ زرد ، گرسنگی و تنگدستی است. مرگ سیاه مخالفت با نفس است، پس از هواهای نفسانی پیروی و تبعیت مکن که تو را از راه خداوند گمراه می سازد. مرگ سفید گوشه نشینی و عزلت است.
متن بالا حدیث قدسی است. مستقیم از حضرت حق به بندگانش. آن هم همه بندگانش نه یک قشر خاص.
امام عصر ۳۱۳ نفر یار خالص می خواهد که کابینه اش را تکمیل کند و بیاید.
اگر آماده اید، بسم الله!
——————————————————————————————————–
پاسخ بعضی از سوالات دوستان عزیز و مخاطبین سایت:
دلیل این که مثل گذشته در فضای سایبر نیستم و خیلی کم و خاص می نویسم عمل به توصیه دلسوزانه دوستی است در مورد نحوه اطلاع رسانی هایم. همین!
اسفند ۰۴
با گذر از سالروز شهادت پدر بزرگوار امام زمان، وارد یکی از بهترین ایام سال میشویم؛ نهم ربیع الاول که در آن خانم فاطمه، رکن عالم هستی شاد است و از آنجهت آن را «عیدالزهرا سلام الله علیها» نامند.
امروز سالروز تاج گذاری آقای ماست و باز هم نیامده است که این روز ناب را به دورش حلقه زنیم و شادی کنیم. هنوز انتقام مادر اهل بیت را نگرفته است که نهم ربیعالاول حسابی به شیعیان و مخصوصا بچه سیدها بچسبد!
روایات عجیبی در فضیلت نه ربیع آمده است که به نظرم انتشار آن در اینترنت صلاح نباشد؛ اما امروز را دریابید و از آن بهره گیرید که نسیمی از رحمتهای خاص پروردگار است.
وجودتان را خالص کنید و از علی و فاطمه عیدی بگیرید. ما رو هم دعا کنید.
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علی ذلک …
بهمن ۳۰
باشد اندر پرده بازی های پنهان، غم مخور
و تلک الایام نداولها بین الناس …
بهمن ۲۵
ماه سنگین صفر در روزهای آخر خود مصیبت های سنگینی بر عالم وارد می کند. رفتن پیامبر رحمت و غریب مدینه و غریب الغرباء.
تلخ ترین مصیبت تاریخ هم در ماه صفر اتفاق افتاد. هنوز کفن پیامبر خشک نشده بود که مدرسین شیطان در سقیفه گرد آمدند و انحراف تاریخ را رقم زدند.
همان کسی که آخرین رسول خدا را که کلمه ای از خود نمی گفت، به هذیان گویی متهم کرد و یاران پلیدش نگذاشتند نبی خدا با قلبی آرام از این قفس دنیا پر کشد. ای مردم! رسول الله نگران و مضطرب از دنیا رفت. نگران از امت…
خدایا امتم! خدایا امتم!
و خدا گفت ای محمد! “و لسوف یرضیک ربک فترضی” رضایت تو مهم است؛ و او خیالش راحت شد که می تواند این امت را شفاعت کند.
و من از شما یک اجر بیشتر نمی خواهم که آن هم به نفع خودتان است. مودت نزدیکانم.
یا رسول الله! کاش نمی گفتی. کاش اجری نمی خواستی. اگر نمی گفتی و حتی به جای مودت، عداوت می خواستی بیشتر از این هم می توانستند بکنند.
اما یک نفر در آخرین لحظات عمر رسول الله، بالاخره آرام شد. فاطمه، دخترش. چرا؟
بعدها به علی گفت چرا.
غریب مدینه! هنوز دلم پشت دیوار بقیع است. آنجا که آنقدر مظلومی که به سختی می توانستیم گریه کنیم. بغض می کردیم و می رفتیم در هتل دعای کمیل برگزار می کردیم که به بهانه آن برای تو گریه کنیم.
یابن العسکری! بیا که شب ۲۸ صفر، حسن مجتبی یک زائر هم ندارد. خدایا! بس است این زندگی نکبت بار غیبت. پروردگارا! بقیه اش را بر ما ببخش.
و ای پناه ایران زمین! هر وقت به حریم با صفایت قدم می گذارم و چشمم به این تابلو در روضه منوره می افتد با تمام وجود عبارتش را می خوانم “فقیر و خسته به درگاهت آمدم رحمی، که جز ولای توام هیچ نیست دست آویز”
تجلی رضای حق! خیلی از امور این عالم به دستان با کفایت توست. کمکمان کن