بهمن ۲۳
بهمن ۱۹
مدتی است با خودم کلنجار می روم که نامه ای به سید حسن خمینی بنویسم، اما دستم به قلم نمی رود. نمی دانم چطور باید جمله بندی کنم. از کجا شروع کنم و به کجا ختم؛ تا اینکه امروز متن نامه مهندس ضرغامی خطاب به ایشان را دیدم. قسمت های پایانی این نامه که نوعی رنج نامه است، همان چیزهایی بود که می خواستم بنویسم.
آقای ضرغامی ممنون که حرف ما رو زدید.
یا لطیف
یادگار امام و فرزند حاج احمد نازنین «اعلی الله مقامه الشریف»
با تمام وجود به پدر بزرگوار شما عشق می ورزم و جای خالی او را در این شرایط خیلی خیلی احساس می کنم
نگذار از نام شما سوء استفاده کنند.
سید حسن عزیز! شما تنها یادگار پیر و مراد مایی؛ همچون پدرت محکم و استوار باش.
ارادتمند- فرید صادقی
بهمن ۱۲
ای احیاگر حیات باطنی بشر
بت شکن تاریخ
پیر جماران
مراد ما
پدر مهربان امت
خوش آمدی!
بهمن ۱۲
ساعاتی پیش در استادیوی ۱۲ تلویزیون جمهوری اسلامی ایران، در پشت صحنه برنامه دیروز امروز فردا حاضر شدم. برای عرض خسته نباشید به همه دست اندرکاران این برنامه شب خوبی رو انتخاب کردم. گپ زدن بسیار صمیمی با دو دوست عزیز در کنار هم برایم لذت لخش بود. قدمت رفاقت بنده با آقایان ده نمکی و یامین پور تقریبا برابر است. به هر حال هر دو عزیز، بنده رو فرید خطاب می کنند و من نیز با کمال احترام و با اجازه خودشان، آقا مسعود و آقا وحید خطابشان می کنم.
-
متن برنامه خوب بود و حاشیههای آن خوبتر. آقا مسعود زودتر از آقا وحید آمد. بعد از اینکه نماز عشاء رو خواند، با هم مفصل صحبت کردیم. میخواست اسم یکی از مسئولین رو تو برنامه بیاره که به لطف خدا با توضیحات بنده، لطف کردند و این اتفاق رخ نداد. بعد از تحویل برنامه به دکتر کوشکی، فرصتی برای گپ زدن قبل از آنتن برای ما سه نفر پیش آمد. حدود بیست دقیقه.
-
مشکل فنی که در دقایق پایانی پیش آمد، مشکلی بود در یکی از فرستنده ها و همه ما به شدت دپرس شدیم. چون صداوسیما با این اشکال کوچک، مورد حمله سطحی نگران قرار می گیرد.

-
طبق دستورالعملی جدید، صحبت کردن عوامل برنامه با میهمان ممنوع میباشد و من خوشحال بودم که در این برنامه از عوامل نیستم و به راحتی در فاصلههایی که از پخش گرفته میشد، با مجری و میهمان بحث میکردم. مثلا سوال پایانی آقای یامین پور در مورد ایجاد فضای تاریک در شب ۱۲ بهمن، ناشی از همین بحثهای کوتاه بود. منتظر بودم و مشتاق که از سادهزیستی دولت کنونی و شخص رئیسجمهور که انصافا ذرهای اشرافیگری در وی راه ندارد، حرفی روی آنتن زده شود که در حد بسیار کم این اتفاق افتاد که برای من رضایتبخش نبود.
-
انتقاد یکی از دوستان به اخراجیها که ساعتی قبل از حضورم در استادیو در تماس تلفنی به من رسید، را به آقای دهنمکی انتقال دادم و از اینکه در برنامه پاسخ این دوست و سایر همفکرانش را دادند، خوشحال شدم. (البته قبل از تشکر از آقا مسعود، از منتقد محترم سپاسگزارم!)
-
برای یک عکاس، عکاسی نکردن در شرایط خاص سخت است. بنابراین با دوربین موبایلم این عکس را گرفتم. البته دوستان عزیز عکاسم میدانند که در آن شرایط نوری، عکاسی بسیار دشوار است.
-
گپ زدن فوق صمیمی با همکاران عزیزم در رسانه ملی (از تصویربرداران گرفته تا عوامل فنی و رژی و دوستان حراست سیما و حراست درب شمال و …) به من انرژی میدهد. البته هنوز از بچههای پخش شبکه سوم سیما برای عدم پخش برنامه خودم در ماه مبارک رمضان گله دارم!



